محمدتقى نورى
63
اشرف التواريخ ( فارسي )
ابواب رأفت و مرحمت بر روى عباد اللّه ( 25 الف ) مىگشودند « 1 » ، و همهساله در هنگام انتقال نيّر اعظم به تخت « 2 » حمل ، آن آفتاب سپهر سلطنت و درخشنده كوكب افق « 3 » خلافت چون خورشيد درخشان از بلدهء سمنان « 4 » به بيت الشرف طهران نزول و طراوتبخش گلزار خاطر و نزهتافزاى چمن قلوب اختران آسمان شاهى « 5 » و درارى درج پادشاهى مىگرديدند ، و « 6 » از ورود ميمنت آمود « 7 » آن درّ « 8 » عمّان خلافت فضاى دار الملك را نضارتى « 9 » تازه و از قدوم سعادت لزوم درى آسمان جلالت « 10 » ساحت باب الرجا را خضارتى « 11 » بىاندازه حاصل مىنمود ، از اشعهء جمال نورانيش شبستان آن خطّه « 12 » روشن و از نسايم چتر مشكسايش خارستان آن محل را رشك گلشن . ديدهء « 13 » پادشاه بحر و بر از ديدار قرّة العين پرنور و خاطرهء « 14 » داراى هفت كشور از مشاهدهء طلعت فرزند سعادتمند لبريز سرور مىگرديد و تا مدّت چهل روز يا بيشتر هرروزه با شاهزادگان نامدار و برادران كامكار به سير و شكار و گوىبازى و اسبتازى در دامان صحرا و مرغزار ، فرحبخش و نشاطاندوز ، « 15 » و هرشب چون كواكب به پيرامن قمر در مجلس آسمان اثر شاهنشاه فريدونفر تا روز به صحبت علمى و رسمى « 16 » با يكديگر در كرّوفر ، و گاهى بر سبيل اتّفاق « 17 » ، به جهت « 18 » تفريح دماغ ، به باختن شطرنج زنگزداى خاطر بهجت مآثر « 19 » مىگشتند و در محل معهود ، با جايزههاى موفور متكاثر
--> ( 1 ) . مج : عجزه برايا مىنهاد و همواره در مقام دلجويى و اعانت خلق اللّه مىبود و پيوسته ابواب مرحمت و رأفت مىگشود . ( 2 ) . مج : برج . ( 3 ) . مج : سپهر . ( 4 ) . مج : بلده طيبه سمنان . ( 5 ) . مج : صحراى خاطر و چمن قلوب اختران برج شاهى . ( 6 ) . مج : « و » ندارد . ( 7 ) . مج : مورود . ( 8 ) . مج : درّه . ( 9 ) . مج : نظارتى . ( 10 ) . مج : آن درى آسمان عنايت . ( 11 ) . مج : خضارت . ( روى « ساحت باب الرجا » با خطوط نقطهچين خط كشيده شده است . ) ( 12 ) . مج : شبستان جلال . ( 13 ) . مج : آن محال گلشن ديده جهانبين . ( 14 ) . مج : خاطر حقگزين . ( 15 ) . مج : فرحافزاى خاطر اميدوار . ( 16 ) . مج : در پيرامون قمر در خدمت خاقان فريدونفر به صحبت علمى و عملى . ( 17 ) . مج : على سبيل الاتفاق . ( 18 ) . متن : جهة . ( 19 ) . مج : بهجتاثر .